• 99/05/16 - 23:32
  • 142
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

غدیر، امامت در تداوم رسالت

 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
"اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ وَ دَنا فی تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فی سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فی اَرْکانِهِ، وَاَحاطَ بِکُلِّ شَیءٍ عِلْماً وَ هُوَ فی مَکانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ،حَمیداً لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ کُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ."
"ستایش خدای را سزاست که در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینش اش بزرگ است. بى آنکه مکان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است. همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست."
این جملات آغازین خطبه ای است که طی آن پیامبر گرامی اسلام در غدیر حضرت علی (ع) را به عنوان خلیفه بلافصل خود معرفی نمود. 
در ادامه سخن و با اشاره به آیه مربوط به غدیر، در فرازی دیگر میفرماید:
"جبرئیل علیه السلام سه بار بر من نازل شد و سلام پروردگار را به من ابلاغ نمود و پروردگار نامش سلام است و مرا مامور نمود که در این محل قیام کنم و آنچه را وحی آورده به شما ابلاغ کنم."
مفسران شیعه و سنی و سیره نویسان اسلامی گفته اند، این ابلاغ در مورد نصب علی ابن ابیطالب (ع) به امامت مسلمانان بعد از رسول خدا نازل شده است.
درادامه می فرماید:
"او بمن اعلام فرموده که اگر نرسانم آنچه وحی شده، تبلیغ رسالت 
نکرده ام" 
اینجاست که امامت در تداوم رسالت قرار میگیرد.
زمان، مکان محتوی سنگین خطبه، نحوه اجرای مراسم اعم از متون و حواشی، کلام معصومین (ع) در این خصوص و در راس همه آنها آیاتی از قران که مرتبط با غدیر است ، همگی حکایت از اهمیت بی بدیل امامت میکنند.
آیا اینجا جا ندارد سوال شود مگر تا چه میزان داشتن امام در زندگی انسان مهم است. چه نیازی به امام داریم؟ شاید در سایه پاسخ به این سوال
راز اهمیت غدیر برایمان روشن تر بشود.  
جواب در این نکته نهفته است که انسان ظاهری دارد و باطنی. همانگونه که عالم غیبی دارد و شهادتی. آنچه که محسوس ماست نباید ما را از حقیقتی بزرگتر که از ما غایب است غافل کند. تامین نیازهای مادی و بعد محسوس و حیوانی بشر، فقط به رشد جنبه های  محسوس انسانی می انجامد و هرگز به تکامل همه جانبه او منجر نمیشود.
آنچه ادیان الهی، انسان را  به آن دعوت میکنند مرحله ماورای این زندگی مادی است وعوالم نامحسوس وغیب را هم شامل می شود و موجبات اوج و پرواز انسان در ملکوت عالم، و رسیدن به جایگاهی که دیگر شیطان به آنها دسترسی ندارد را فراهم می آورد. 
و اما برای رهنمون شدن به عوالم ماورای ماده و محسوسات، نیاز به کسی است که خود متصل به خداوند باشد، معصوم باشد، خود مظهر خوبی ها باشد و مظهر همه صفاتی که خدا انسان ها را بدان می خواند. نیاز به چنین کسی است تا دست انسان را بگیرد و او را بسوی ارزشهای واقعی که ظاهر و آشکار نیستند هدایت کند. 
و این هادی که بدون او هدایت در تصور هم  نمیگنجد، کسی جز معصوم نیست. در زمان پیامبر شخص شخیص ایشان و بعد از ایشان امیر مومنان علی (ع) و دیگر ائمه هدی صلوه الله علیهم اجمعین. 
با رحلت پیامبر(ص)، کار وحی و احکام تشریعی تمام شد. اما کار باطنی وی، توسط کسی که باید مثل خود او معصوم باشد ادامه دارد.
 والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
 
 
 دکتر محمد حسین نیک نام
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران
  • گروه خبری : دیدگاه
  • کد خبر : 212710
کلمات کلیدی

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

متن درون تصویر امنیتی را وارد نمائید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *